قرارگاه صالحه
قرارگاه صالحه-اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان قم
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 توسط اعضای قرارگاه |

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (
۱)

وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (
۲)

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (
۳)

تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (
۴)

سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (
۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:

۱) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:

«هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»


۲) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:

«از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»


۳) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
۴) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:

«عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم

شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.
در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟
دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.

 

 

گردآورنده:عطیه احمدی

 

 

 

 

 

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 توسط اعضای قرارگاه |

 تاریخچه روز مادر

روز مادر، سال یکبار در اکثر کشورهای جهان تجلیل میشود. اما این روز مثل روز جهانی زن نیست که در همه جهان در یک روز (  8 مارچ ) تجلیل شود، اکثر کشورها این روز را در روزهای مختلف ماه می تجلیل میکنند. کشورهای که روز مادر را در یکشنبه دوم ماه می جشن میگیرند، عبارت اند از:

 امریکا، کانادا، استرالیا، نیوزیلاند، جاپان، مالیزیا، فلیپین، سنگاپور، بنگلادیش،چین، هانگ کانگ، تایوان، دنمارک، بلجیم،اتریش، سویزرلیند،جرمنی، فنلیند، نیدرلند،جمهوری چک، سلواکیا، کروشیا،ایتالیا، ترکیه، یونان، برازیل، انگولا، چلی، کولومبیا، کیوبا، ایکوادور، هاندوراس، جامایکا، مالتا، پیرو، اروبا، بهاماس، باربادوس، برمودا، بنیری، افریقای جنوبی، یوروگوا،  ونزویلا و زیمبابوی.

کشورهای هنگری، لیتوانیا، پرتگال و هسپانیا در اولین یکشنبه ماه می ، فرانسه، جمهوری دومینیکن، هایتی و سویدن در آخرین یکشنبه ماه می ، کوریای جنوبی و البانیا به تاریخ دهم ماه می ( روز والدین)، کشور های هند، پاکستان، سنگاپور، عمان، قطر، مکسیکو، گواتیمالا و السلوادور به تاریخ دهم ماه می ، پولند به تاریخ 26 ماه می ، بولیویا به تاریخ 27 ماه می، نیکاراگوا به تاریخ 30 ماه می جشن روز مادر را برپا میکنند.

روز مادر در کشور های البانیا، بلغاریا، رومانیا، بلاروسیه، اوکراین، بوسنیا و هرزه گوینا، صربستان، مونتینگرو، سلوانیا، مکدونیا و ویتنام به تاریخ هشتم مارچ که روز جهانی زن نیز میباشد، تجلیل میگردد. روز مادر در کشور های عربی مثل بحرین، مصر، لبنان، سوریه، فلسطین، کویت، سعودی و یمن به تاریخ 21 مارچ که روز اول بهار است، و در گرجستان به تاریخ 3 مارچ، در اسرائیل به تاریخ 30 جنوری و در ارمنستان به تاریخ 7 اپریل، در تایلند به تاریخ 12 آگست ( روز تولد ملکه سریکیت کیتیا کارا) و در کاستاریکا به تاریخ 15 آگست و در ارجنتاین به تاریخ دومین یا سومین یکشنبه ماه اکتوبر و در روسیه در آخرین یکشنبه ماه نوامبر و در پانامه به تاریخ 8 دسمبر و در اندونیزیا به تاریخ 22 دسمبر و در ایران 6 جولای ( روز تولد فاطمه زهرا) روز مادر تجلیل میگردد.

روز مادر درکشورهای  آیرلند و بریتانیا در چهارمین یکشنبه ماه روزه عیسویان به نام ( یکشنبه مادر) و در افغانستان به تاریخ 14 جون ( 24 جوزا) طی محافل باشکوه تجلیل میشود.

در میان بنیانگذاران روز مادر از سه زن میتوان نام برد:

آنا جارویس (مادر)، آنا جارویس (دختر) و جولیا وارد هئو،
● آنا جارویس Anna Jarvis (1832 تا 1905) مصروف امور منزل بود . او در امور اجتماعی بخصوص گسترش خدمات صحی به منظور نجات کودکان از مرگ و میر، یک زن، بسیار فعال بود.


آنا جارویس 11 فرزند به دنیا آورد که 4 تن آنها زنده ماندند. وی برای پیشرفت وضعیت اجتماعی زنان و کودکان فعالیت‌های خویش را آغاز کرد. او  در سال 1858 م. "روز کار مادر" را بنیان، گذاشت و زنان را بسیج کرد تا با افزایش آگاهی خویش در مورد صحت، و با کار جمعی برای نجات زندگی کودکان جامعه و محافظت آنها از بیماری‌ها تلاش کنند. آنا جارویس در ایجاد فضای دوستی بین طرفین جنگ داخلی امریکا تا پایان جنگ فعال بود. تلاش میکرد با تحکیم دوستی بین مادران، دوستی بین سربازان دو طرف، آشتی ملی را تقویت کند.

● جولیا وارد هئو Julia Ward Howe (1819 تا 1910)، شاعر و مبارز صلحدوست، زنی که از جنگ های داخلی امریکا و جنگ آلمان و فرانسه شدیداً متاثر شد و به ادامه کار و مبارزه آنا جارویس در سال 1872 روز خاصی را برای مادران و برای صلح بیناد نهاد. در بخشی از «بیانیه او که به مناسبت روز مادر ایراد کرد، آمده است:


پس بپا خیزید ... زنان این روز!
بپاخیزید، همه زنانی که قلب دارید!
غسل تعمید شما با آب باشد یا با اشک!
قاطعانه بگویید:
"ما پاسخ پرسش‌هایمان را از نهادهای غیرمربوطه نمی‌گیریم،
شوهران ما، آغشته به بوی کشته‌ شدگان، به سراغ ما نخواهند آمد،
که ما آنها را نوازش و تقدیر کنیم.
پسران ما را از ما نخواهند گرفت که از یادشان ببرند
همه آنچه را که ما درباره نیکی، بخشش و صبر به آنها آموخته‌ایم.
ما، زنان یک کشور،
چنان با زنان کشور دیگر صمیمی هستیم
که نخواهیم گذاشت پسران ما به پسران آنان آسیب رسانند."
از صدای کره زمین درمانده صدایی فرا میروید با
صدای خود ما. میگوید:  "خلع سلاح! خلع سلاح!"
شمشیر کشتار، میزان عدالت نیست.
خون ننگ را نمی‌شوید،
و خشونت نشانه مالکیت نیست.
همانطور که مردان اغلب خویشاوندان خود را کنار نهاده‌اند
با آغاز جنگ،
بگذارید زنان اکنون همه آنچه را که از خانه مانده است رها کنند
برای یک روز بزرگ و عزیز گردهمایی.
بگذارید آنان ابتدا گرد هم آیند، تا مردگان را یاد آورند و برای آنها غمگساری کنند
بگذارید آنها در این راه مقدس گردهم‌ آیند تا سبب شوند
که خانواده بزرگ بشری بتواند در صلح به سر برد ...
و هر یک نشانی پس از خود برجای بگذارد، نه نشان قیصر،
بلکه نشان خدا را -
به نام زنانگی و انسانیت، من صمیمانه درخواست می‌کنم
که یک مجمع عمومی زنان ورای مرزهای ملی
انتخاب شود و در جایی که مناسب تر از هر جایی است،
و در زمانی که در هماهنگی با اهداف آن است گرد هم آید،
و بکوشد برای پیشبرد وحدت ملت‌های گوناگون،
و برای توافق دوستانه در مورد پرسش‌های جهانی،
و برای امر عمومی و بزرگ صلح.
جولیا وارد هئو، به این ترتیب، سنت روز بزرگداشت مادر را آغاز کرد. بزرگداشت مادر با بزرگداشت صلح آغاز شد و اغلب در این روز مادرانی که فرزندان خود را در جنگهای داخلی از دست داده بودند، گرد هم می‌آمدند. تا آن زمان هنوز روز در امریکا رسمی نشده بود.
*  در روز 9 می سال 1905م، آنا جارویس در گذشت و دختر او که نیز نامش آنا بود، بر آن شد که کار جولیا وارد هئو را ادامه دهد و خاطره سنت مبارزه مادرش را جاودانه سازد. آنا جارویس (1864 تا 1948) با نوشتن نامه به قانونگذاران کشور تلاش خود را برای رسمی کردن روز مادر آغاز کرد. وی برای اولین بار در 10 ماه می 1908 م. در شهری که مادرش در روزهای یکشنبه در مدرسه کلیسا تدریس کرده بود، روز مادر را جشن گرفت. به تدریج مردم شهرهای دیگر امریکا نیز روز مادر را جشن گرفتند،  تا جایی که در سال 1912 چهل و پنج ایالت امریکا روز مادر را رسماً تجلیل کردند، در سال 1914 م، به دستور رئیس جمهور وقت امریکا، وودرو ویلسون، روز مادر به عنوان یک روز ملی به رسمیت شناخته شد.


بعد از رسمی شدن روز مادر، تبلیغات تاجران برای فروش کالاها به عنوان هدیه به مادر در این روز چنان شدت یافت که آنا جارویس مخالفت خود را با کالایی کردن این روز اعلان کرد.

روز مادر در امریکا روزیست که شرکت‌های مخابرات، بالاترین میزان تلفن و رستوران ها و گل فروشی ها بیشترین فروش را دارند. بسیاری از فروشندگان تبلیغات وسیعی را برای فروش کالاهای خود به مناسبت این روز انجام می‌دهند و روز مادر را به روز پر رونق فروش کالا ها مبدل میکنند.
روز مادر ریشه در همگرایی مادران در تلاش آنان برای حفظ صلح و نجات جان فرزندان شان دارد و هنوز سازمان‌های زنان در امریکا تلاش دارند تا فعالیت‌های اجتماعی در این روز در زمینه‌های بزرگداشت صلح و مخالفت با جنگ و بهبود وضعیت کودکان و مادران سامان داده شود.
سازمان‌هایی که برای بهبود وضعیت زنان مبارزه می‌کنند، شعارهای مبارزاتی خود را در راستای لغو تبعیض علیه مادران هماهنگ می‌سازند و تلاش می‌کنند تا زنان را بسیج سازند تا پرسش‌هایی همچون آموزش کودکان، بهداشت کودکان و مادران، ساعات کار مناسب و دستمزد برابر برای زنان را در سطح اجتماعی برجسته ساخته و دولت را به سیاست‌ گذاری مناسب در راه حل این مشکلات وادار سازند.
سازمان‌های زنان امریکا که برای صلح فعالیت می‌کنند، به مناسبت این روز، سنت مخالفت با جنگ و پیشبرد امر صلح را ادامه دهد. آنها از جمله در سال 2006 م، در زمان جنگ امریکا با عراق و در زمانی که خطر آغاز جنگ دیگری با ایران احساس میشود، تظاهرات 24 ساعته را در مقابل کاخ سفید در مقابله با سیاست‌های ماجراجویانه دولت امریکا در روز مادر سازمان داد.         متن:عطیه احمدی



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 توسط اعضای قرارگاه |
دانش آموزان علاقه مند به اردوی محلات می توانند حداکثرتاپایان۲۵ فروردین ماه جهت ثبت نام به هیئت مرکزی انجمن اسلامی مدرسه ی خود مراجعه کنند.

شرایط ثبت نام:

داشتن رضایتنامه کتبی از والدین و مدیر مدرسه.

دانش اموزان عضو اتحادیه مبلغ ۱۸ تومان گرفته می شود.و دانش اموزان فاقد عضو ۲۵ تومان گرفته می شود.

اردو یک روزه است.

آوردن ناهار با خود شماست.      با تشکر عطیه احمدی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 توسط اعضای قرارگاه |
 

نوروز واژه‌اي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مي‌‌‌يابد گذارده مي‌شود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.

بيروني در تعريف نوروز نقل مي‌كند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشن‌هاست."

مورخين و محققان در باره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر مي‌رسد آريائي‌ها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميان‌رودان سال را به دو قسمت تقسيم مي‌‌كردند كه هر يك با انقلابي شروع مي‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته مي‌شد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته مي‌شد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده‌ است كه در ايران قبل از ورود آريائي‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائي‌ها كه در فلات ايران ساكن بوده‌اند به آن عمل مي‌كرده‌اند.

"نوروز" را ايرانيان گرامي مي‌دارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون يافته،‌ اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كرده‌‌اند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.

آيين‌ها و رسم‌هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه‌هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره‌اي مختلف‌اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله‌هايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ مي‌دهند.

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين‌ها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌هاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار مي‌گرفت ايرانيان مي‌كوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيت‌هاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌هاي ملي ايراني را با سنت‌هاي اسلامي در آميختند.

احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شيعه منحصر نيست، اما چنان در ميان شيعيان فراگير است كه حتي رواياتي از امامان شيعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. براي مثال علامه مجلسي در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ عليه‌السلام حديثي را بدين مضمون نقل مي‌كند: "در آغاز فروردين، آدم آفريده شد و آن روز فرخنده‌اي است براي طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و ديدار پادشاهان و كسب دانش و زناشويي و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بيماران بهبودي مي‌يابند و نوزادان به آساني زاده مي‌شوند و روزي‌ها فراوان مي‌گردد."مجلسي همچنين حديث ديگري را درباره نوروز نقل مي‌كند كه منتسب به امام كاظم عليه‌السلام است و آن اين كه "اين روز بسيار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پيمان گرفت تا او را پرستش كنند و براي او شريك قائل نشوند و به آيين فرستادگان‌شان درآيند و دستورشان را بپذيرند و آن را اجرا نمايند و آن نخستين روزي است كه آفتاب بدميد و بادهاي بار دهنده بوزيد و گل‌هاي روي زمين پديد آمد و هم جبرئيل بر پيامبر نازل شد و نيز روزي است كه ابراهيم بت‌ها را شكست و هم پيامبر علي را بر دوش خود گرفت تا بت‌هاي قريش را از خانه كعبه بينداخت.

در كتاب‌هاي مشهور ادعيه همچون اقبال الا‌عمال سيد‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شيخ توسي اشاره‌‌اي به دعاي تحويل سال نگرديده و اين نشان مي‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشيع سند روايي مورد اعتماد براي آن موجود نيست. اما مجلسي در كتاب زادالمعاد در خصوص اين دعا گزارش مي‌كند كه در كتب غير مشهوره روايت كرده‌اند كه در وقت تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانيد: يا مقلب‌القلوب والابصار يا مدبر الليل والنهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال.

در هر حال جدا از اين كه دعاي تحويل سال در كدام يك از مأخذ حديثي نقل شده است، نفس دعا يا قرائت قرآن يا حتي نمازگزاردن هنگام تحويل سال نشان از اسلامي شدن نوروز دارد. حتي بعضي‌ها معتقدند كه عبارات دعاي تحويل سال برگرفته از عبارات قرآني يا احاديث و رواياتي است كه در معتبرترين مأخذ شيعي نظير "التهذيب" شيخ توسي نقل شده‌اند.

از اين گذشته بزرگ‌ترين نماد آيين نوروز كه "هفت سين" است، فلسفه‌اي باستاني و اسلامي دارد. "محمد علي دادخواه" كه اخيراً پژوهشي با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سين" را به نگارش در آورده، در اين باره مي‌نويسد:‌ "عدد هفت برگزيده و مقدس است. در سفره نوروزي انتخاب اين عدد بسيار قابل توجه است.

در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را در خانه هفتم نويد مي‌دهند. علامه مجلسي مي‌فرمايد: آسمان هفت‌ طبقه و زمين هفت طبقه است و هفت ملك يا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحويل سال، هفت آيه از قرآن مجيد را كه باحرف سين شروع مي‌شودبخوانند آنان را از آفات زميني و آسماني محفوظ مي‌دارند."

همچنين تقدس ديني لحظه تحويل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهاي مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه مي‌روند. شيرازي‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علي‌بن حمزه روي مي‌آورند و مشهدي‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) مي‌شتابند و بسياري از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد مي‌آيند و بعضي از مردم ري و تهران در حرم شاه‌عبدالعظيم."

با اين وجود صيغه اسلامي نوروز كه با توجه به اكثريت مطلق مسلمانان در ايران امري بديهي است، مانع از آن نشده كه پيروان ساير مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ايرانيان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آييني متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌هاي ايراني و بسياري ديگر از كشورهاي تحت نفوذ فرهنگ ايراني چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز و مناطق كردنشين تركيه، عراق و سوريه است

در روايات اسلام نوروز روزي است كه جبرئيل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدير خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ايراني روزي است كه آفريدگار از خلقت جهان فارغ مي‌شود و روز آفرينش انسان است.

واژه (عيد) در قرآن كريم تنها يكبار در آيه 114، سوره مائده آمده است: (عيسي ابن مريم گفت بارالها! اي پرودگار تو ما از آسمان مائده اي فرست تا اين روز براي ما و كساني كه پس از ما آيند روز عيد مباركي گردد و آيت و حجتي از جانب تو براي باشد، كه تو بهترين روزي دهندگاني.

عيسي بن مريم اين دعا را آن هنگام كه حورايون به او گفته بودند كه: اي عيسي ابن مريم، آيا خداي تو مي تواند براي ما از آسمان مائده فرستد؟ عيسي در پاسخ آنان مي گويد: اگر ايمان آورده ايد از خدا بترسيد! و هرگز شك در قدرت خدا و يا شك در اجابت دعاي پيغمبر خدا نكنيد. حواريون گفتند (ما شك نكرده ايم ليكن) مي خواهيم كه از آن مائده آسماني تناول كنيم تا دل هاي ما مطمئن شود (و بر يقين ما بيفزايد) و تا به راستي عهدهاي تو پي بريم و بر آن گواه باشيم.

عيد خود مصدري است مانند عود به معناي بازگشتن و به همين مناسبت، سالگردها و يادبودها را (عيد) گويند. البته، اين نامگذاري به ياد بودهاي خوش وتوأم با شادماني اختصاص دارد.

(عيد) روزي است كه در آن سود و منفعتي به دست بيايد و در شرع مقدس اسلام، روزهاي اضحي و فطر عيد ناميده مي‌شوند. كه در عيد اضحي قرباني، و در عيد فطر زكات فطره مطرح است. نيز مي‌توان گفت، عيد آن روزي است كه در آن نماز ويژه‌اي برگزار كنند، يا روزي است كه مجمعي در آن فراهم آيد، و يا آنكه عيد روزي است كه خلق از ماتم به شادماني (عود) كنند، يا روزي است كه زندانيان را از زندان رها كنند، و يا كودكان را از مكتب بيرون فرستند، يا روزي است كه تفاوتي ميان درويش و توانگر نباشد، يا آنكه (عيد) روز شريف و ارجمندي مي‌تواند باشد.

از آيه (مائده) استفاده مي‌شود كه حضرت عيسي روز نزول مائده را كه سالروز وقوع يك معجزه الهي در تاريخ است براي همه انسان‌ها (عيد) قرار داده است، تا اين روز آيت و حجتي از جانب خداوند براي مردمان در تمامي اعصار بوده باشد و به ميمنت اين پديده پر بركت همه ساله شادماني و خجستگي آن روز تكرار گردد.

از آنجا كه (مائده) به معناي خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، مي‌توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عيسي مسيح (ع) ويژگي خاصي داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.

بنابراين، عيد در اين آيه اشاره دارد به نزول يك بركت آسماني در پوشش طبق يا طبق‌هايي از طعام و خوردني كه مي‌تواند تكرار و بازگشت آن روز نيز همان بركات را به همراه داشته باشد و از اين جهت، آيت و حجتي ديگر از جانب خداوند متعال براي انسان‌ها و فرصتي ديگر براي ايجاد ارتباط با خدا و ذكر و ياد او در دل‌ها و زبان‌ها بوده باشد.

آداب اسلامي نــوروز

در كتاب مفاتيح‌الجنان كه طي دهه‌‌هاي گذشته يكي از بزرگ‌ترين كتاب‌هاي مورد رجوع عموم براي انجام مستحبات مذهبي بوده به نماز عيد نوروز اشاره شده كه نمازي است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عيد غدير خم وارد شده است.

مفاتيح الجنان همچنين روايتي از معلي‌بن‌خنيس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال اين روز و دعاي مربوط به آن را همراه دارد. بي‌آنكه اشاره‌اي به فضيلت اين روز كرده باشد. ولي بحارالانوار مجلسي روايات معلي‌بن‌خنيس را به تفصيل آورده است. در آن روايات به فضيلت و برتري اين روز نسبت به ساير ايام بسيار پرداخته است و يكي از روايات مفصل معلي‌بن‌خنيس از نوروز را اين گونه تجليل كرده است: نوروز روزي است كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفت، روزي است كه جبرئيل بر نبي عليه‌السلام نازل شد، روزي است كه رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله، علي عليه‌السلام را بر دوش كشيد تا بت‌هاي قريش را از بالاي كعبه مي‌كند، روزي است كه نبي عليه‌السلام به وادي جن رفت و از ايشان بيعت گرفت، روزي است كه براي علي عليه‌السلام از مردم بيعت گرفت (غدير خم) روزي است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزي است كه امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف بر دجال پيروز خواهد شد.

و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق عليه‌السلام در مفاتيح الجنان:

فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه‌ترين جامه‌هاي خود را بپوش و به بهترين بوي‌هاي خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهاي پيشين و پسين و نافله‌هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان.

همان طور كه مشاهده مي‌شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن، پوشيدن جامه نو و معطر گرديدن به بوي‌هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي‌شود، ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.

نماز عيد نوروز

نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير خم وارد شده است.

از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي‌توان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تاكيد بر قرائت سوره‌هاي كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدي‌ها داشته باشد.

دعاي عيد نوروز

دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله و آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان آغاز مي‌شود آنگاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ايشان ادامه مي‌يابد.

در اين دعا آمده است: (هذا الذي فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين فراز با اندكي جابجايي در كلمات در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نيز آمده است.

فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز : ( اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده‌ها به ميان مي‌آيد بيش از اندازه قابل توجه است زيرا، چنانكه نقل شده است عيد نوروز همان روزي است كه حضرت سليمان عليه‌السلام انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرده است.

توصیه برخی مراجع درباره آداب تحویل سال نو

در معارف اسلامی آمده است هر روزی كه در آن گناه صورت نگیرد، عید است چنان كه حضرت علی(ع) می‌فرماید: "كل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید."

عید نوروز كه با تحویل سال و چرخیدن یك دور كامل زمین به گرد خورشید شروع می‌شود، از جمله اعیادی است كه تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهرۀ آن مورد موافقت و تأیید اسلام قرار گرفت؛ در روایات نیز آمده است كه روزی برای حضرت علی(ع) هدیه‌ای آوردند، حضرت فرمود این چیست؟ گفتند: ‌ای امیر المؤمنین، امروز نوروز است. فرمود هر روز را برای ما نوروز قرار دهید. امام صادق(ع) درباره نوروز فرموده‌ است: "هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است."

امام خمینی(ره) در یكی از پیامهای نوروزی می‌فرماید: "این عید، هر چند یك عید اسلامی نیست ولی اسلام آن را نفی نكرده است."

مرحوم محمد حسین كاشف الغطاء در جواب این سؤال كه اعتقاد شیعه و روش شما دربارۀ روز اول سال(نوروز) چیست؟ چنین نوشت: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلكه در آسمان و زمین و هوا و فضا و بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) دربارۀ نوروز به ما رسیده كه عید گرفتن را تأیید كرده اند و نیز به نماز، ذكر و عبادت سفارش نموده اند و ...

حضرت آیت الله العظمی مظاهری ،نكات مهمی را در سه بخش قرائت دعا ،توسل به اهل بیت ومحاسبه اعمال ودوری از اختلافات خانوادگی یادآور شده و مرقوم نمودند :

1- بهترین چیزها در موقع تحویل، خواندن این دعا، با توجه به معنی است: «یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبّر الّیل و النّهار یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال». ای خدایی که همه چیز در دست تو است، سال خوشی به همۀ ما عنایت فرما.

و از خداوند متعال با توسل به اهل بیت«علیهم السلام» بخواهید در این سال، تقوا و رابطه با خودش و سلامتی و امنیت، مقدّر شما بکند و فرج حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» انشاءالله حاصل شود.همچنین محدث قمی در مفاتیح، در آخر دستورات ماهها، نمازی در آن روز نقل می کند و بعد از نماز دعائی و در آن دعا شرافت و کرامت آن عید را نقل می کند که خواندن آن خوب است.
2- هرکس باید جداً حساب سال را و گذشته را بکند و اگر گناهکار است، جداً توبه کند و با حالت توبه وارد سال شود.

3- باید این آتش اختلاف كه در همه خانه ها رفته است، با دامن نزدن به آن خاموش شود و از گذشته ها هیچ حرفی زده نشود و گرمی و اتّحاد خانه و خانواده و مجالس با یگدیگر حفظ شود.

همچنین حضرت آیت الله العظمی مبشر کاشانی ،ضمن توصیه همگان به رعایت آداب واعمال وارده در كتب ادعیه به شرح دعای یا مقلب القلوب پرداخت و سپس نكات مهمی را جهت زمان تحویل سال متذكرشده و مرقوم نمودند :

نماز و دعاهای خاصی جهت تحویل سال در مفاتیح الجنان و كتب ادعیه دیگر آمده كه سزاوار است به آنها عمل شود،مطلب مهم توجه به لزوم تحول در سیر انفسی انسان است كه به تحول در طبیعت باید در انسان ایجاد شود پس باید باتوجه دعاكنیم وبگوییم:

"یا مقلب القلوب والابصار،یامدبراللیل والنهار،یامحول الحول والاحوال،حول حالناالی احسن الحال "مدبر ودبیر آفرینش در حوزه حالات بشری ،مقلب القلوب والابصار،ودر طبیعت مدبراللیل والنهار ومحول الحول الاحوال است كه باتدبیر خود ،جهان را از حالی به حالی متحول نموده ودوآیت خود"لیل ونهار " راتدبیر می كند تا نظام احسن ،مستقر وپایدار باشد .

پس از حضرتش مسئلت می نمائیم كه حال ما را به "احسن حال"تبدیل نماید زیرا طبیعت بشر به جهت تعاقب وتنازع دوآیت "نفس اماره ولوامه"دستخوش تحولاتی می شود كه باتمایلات نفسانی و وساوس شیطانی غالبا سیر نزولی داشته و (اسوء الحال) می گردد وفقط اوست كه قدرت تحویل اسوءالحال به احسن الحال را دارد .پس از او می خواهیم تا نظام هستی انسان نیز به احسن الحالات تبدیل شود .

ترك گناه ،تطهیر ظاهر وباطن ،نظافت لباس وخانه ومحیط كار ،تغییر روشهای غلط زندگی ،به روشهای صحیح ،تجلیل از والدین ،دید وبازدید وصله ارحام ، اداءحقوق الناس،راضی شدن از مردم وراضی نمودن دیگران كه به عللی از ما ناراضی باشند ،شادنمودن دلها با هبه وبخشش،عیادت مریض،دستگیری از فقرا ومستمندان ،ذكر وتوجه قلبی ولسانی به خداوند متعال وتوسل به اهل البیت علیهم السلام و ... تماما از اموری هستند كه از علائم استجابت دعای ما هنگام سال تحویل وتحول وتكامل روح ونفس انسان می باشد.

همچنین حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی ،ضمن بیان ضرورت تحول درروح وروان آدمی در زمان تحویل سال به هفت سین قرآنی اشاره نموده ومرقوم نمودند:

تحویل سال باید در حقیقت تحول در روح و روان انسانها و زنده شدن نفس غفلت زده انسان باشد همانطور که در عالم طبیعت نیز بیداری طبیعت به وجود می آید و این همان معنای حقیقی یا محول الحول و الاحوال است و لذا در روایات سفارش شده که در هنگام تحویل سال سیصد و شصت مرتبه ذکر یا محول الحول و الاحوال الی آخر خوانده شود که این خود شاید باعث بیداری نفس انسان در این دنیای ظلمانی و پر از فتنه شود و چقدر خوب است که علاوه بر هفت سین باستانی از هفت سین قرآنی که امیر المومنین علی علیه السلام دستور داده اند استفاده شود و آن این است که : بر روی ظرف چینی با زعفرانی که با گلاب مخلوط شده این هفت ذکر قرآنی نوشته شود :

1 _ سلام علی آل یاسین 2 _ سلام علی نوح فی العالمین 3 _ سلام علی ابراهیم 4 _ سلام علی موسی و هارون 5 _ سلام قولا من رب رحیم 6 _ سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین 7 _ سلام هی حتی مطلع الفجر سپس این نوشته ها با آب شسته شود (که بهتر است آب زمزم و یا باران باشد) و آب جمع شده را به افراد خانواده بنوشانید امید است که باعث دفع بلا و کسب سلامتی در طول سال جدید شود .          گردآورنده:عطیه احمدی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 توسط اعضای قرارگاه |

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند

نوروز

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

نوروز

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

نوروز

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار می روند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند  و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت می دهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند  . . .

نوروز

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . .

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام می گردد . . .

نوروز

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت می نماییم.

 

 

 تهیه کننده:عطیه احمدی

 

روابط عمومی موسسه تبیان



نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 توسط اعضای قرارگاه |

فجر انقلاب


برخیز، که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا، نقش بر آب است امروز
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت از افق سرزده است
«والفجر» که سوگند خدای ازلی است
روشنگر حقی است که با «آل‌علی» است
این سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسین‌بن‌علی» است
شب رفت و سرود فجر، آهنگین است
از خون شهید، فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است
شب طی شد و روز روشن از راه رسید
خورشید امید شرق، از غرب دمید
عیسای زمان، راز زمین، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دمید
این نهضت حق، که خلق ما برپا کرد
نه شرقی‌و غربی است، نه سرخ است و نه زرد
در وسعت و عمق و شور و یک‌پارچگی
زیباتر از این نمی‌توان پیدا کرد
جان‌های جهانیان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوری اسلامی ما در این قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
بر ملت تازه رَسته از دام و کمند
آن بردگی گذشته، یارب مپسند
این در که به‌روی ما گشودی از مهر
بار دگر از قهر، خدایا تو مبند      گرداورنده:عطیه احمدی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیستم آذر 1392 توسط اعضای قرارگاه |
 

1- تعقّل و معرفت

«ما بَعَثَ اللّهُ أَنْبِیاءَهُ وَ رُسُلَهُ إِلی عِبادِهِ إِلاّ لِیعْقِلُوا عَنِ اللّهِ، فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجابَهً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً لِلّهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلاً وَ أَعْقَلُهُمْ أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ.»:

خداوند پیامبران و فرستادگانش را به سوی بندگانش بر نینگیخته، مگر آن كه از طرف خدا تعقّل كنند. پس نیكوترینشان از نظر پذیرش، بهترینشان از نظر معرفت به خداست، و داناترینشان به كار خدا، بهترینشان از نظر عقل است، و عاقلترین آنها، بلند پایه ترینشان در دنیا و آخرت است.


2- حجّت ظاهری و باطنی

«إِنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.»:

همانا برای خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشكار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشكار عبارت است از: رسولان و پیامبران و امامان; و حجّت پنهانی عبارت است از عقول مردمان.


3- صبر و گوشه گیری از اهل دنیا

«أَلصَّبْرُ عَلَی الْوَحْدَةِ عَلامَةُ قُوَّةِ الْعَقْلِ، فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالی إِعْتَزَلَ أَهْلَ الدُّنْیا وَ الرّاغِبینَ فیها وَ رَغِبَ فیما عِنْدَ رَبِّهِ وَ كانَ اللّهُ آنِسَهُ فِی الْوَحْشَةِ وَ صاحِبَهُ فِی الْوَحْدَةِ، وَ غِناهُ فِی الْعَیلَةِ وَ مُعِزَّهُ فی غَیرِ عَشیرَة.»:

صبر بر تنهایی، نشانه قوّت عقل است، هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالی تعقّل كند از اهل دنیا و راغبین در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایی یار او، و توانگری اوست در نداری و عزّت اوست در بی تیره و تباری .
 


4- عاقلان آینده نگر

«إِنَّ الْعُقَلاءَ زَهَدُوا فِی الدُّنْیا وَ رَغِبُوا فِیالاْخِرَةِ لاَِنَّهُمْ عَلِمُوا أَنَّ الدُّنْیا طالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ وَ الاْخِرَةُ طالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ مَنْ طَلَبَ الاْخِرَةَ طَلَبَتْهُ الدُّنْیا حَتّی یسْتَوْفی مِنْها رِزْقَهُ، وَ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا طَلَبَتْهُ الاْخِرَةُ فَیأْتیهِ الْمَوْتُ فَیفْسِدُ عَلَیهِ دُنْیاهُ وَ آخِرَتَهُ.»:

به راستی كه عاقلان، به دنیا بی رغبتند و به آخرت مشتاق; زیرا می دانند كه دنیا خواهانست و خواسته شده و آخرت هم خواهانست و خواسته شده، هر كه آخرت خواهد دنیا او را بخواهد تا روزی خود را از آن دریافت كند، و هر كه دنیا را خواهد آخرتش به دنبال است تا مرگش رسد و دنیا و آخرتش را بر او تباه كند.
 


5- تضرّع برای عقل

«مَنْ أَرادَ الْغِنی بِلا مال وَ راحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلامَةَ فِی الدّینِ فَلْیتَضَّرَعْ إِلَی اللّهِ فی مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ یكْمِلَ عَقْلَهُ، فَمَنْ عَقَلَ قَنَعَ بِما یكْفیهِ وَ مَنْ قَنَعَ بِما یكْفیهِ اسْتَغْنی وَ مَنْ لَمْ یقْنَعْ بِما یكْفیهِ لَمْ یدْرِكِ الْغِنی أَبَدًا.»:

هر كس بینیازی خواهد بدون دارایی، و آسایش دل خواهد بدون حسد، و سلامتی دین طلبد، باید به درگاه خدا زاری كند و بخواهد كه عقلش را كامل كند، هر كه خرد ورزد، بدانچه كفایتش كند قانع باشد. و هر كه بدانچه او را بس باشد قانع شود، بینیاز گردد. و هر كه بدانچه او را بس بُوَد قانع نشود، هرگز به بینیازی نرسد.
 


6- دیدار با مؤمن برای خدا

«مَنْ زارَ أَخاهُ الْمُؤْمِنَ لِلّهِ لا لِغَیرِهِ، لِیطْلُبَ بِهِ ثَوابَ اللّهِ وَ تَنَجُّزَ ما وَعَدَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ وَكَّلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ سَبْعینَ أَلْفِ مَلَك مِنْ حینَ یخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ حَتّی یعُودَ إِلَیهِ ینادُونَهُ: أَلا طِبْتَ وَ طابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، تَبَوَّأْتَ مِنَ الْجَنَّةِ مَنْزِلاً.»:

هر كس ـ فقط برای خدا نه چیز دیگر ـ به دیدن برادر مؤمنش رود تا به پاداش و وعده های الهی برسد، خداوند متعال، از وقت خروجش از منزل تا برگشتن او، هفتاد هزار فرشته بر او گمارد كه همه ندایش كنند: هان! پاك و خوش باش و بهشت برایت پاكیزه باد كه در آن جای گرفتی.
 


7- مروّت، عقل و بهای آدمی

«لا دینَ لِمَنْ لا مُرُوَّةَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ إِنَّ أَعْظَمَ النّاسِ قَدْرًا الَّذی لایرَی الدُّنْیا لِنَفْسِهِ خَطَرًا، أَما إِنَّ أَبْدانَكُمْ لَیسَ لَها ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةَ، فَلا تَبیعوها بِغَیرِها.

كسی كه جوانمردی ندارد، دین ندارد; و هر كه عقل ندارد، جوانمردی ندارد. به راستی كه باارزشترین مردم كسی است كه دنیا را بری خود مقامی نداند، بدانید كه بهای تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.
 



8- حفظ آبروی مردم

«مَنْ كَفَّ نَفْسَهُ عَنْ أَعْراضِ النّاسِ أَقالَهُ اللّهُ عَثْرَتَهُ یوْمَ الْقِیمَةِ وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یوْمَ الْقِیمَةِ.»:

هر كه خود را از ریختن آبروی مردم نگه دارد، خدا در روز قیامت از لغزشش می گذرد، و هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قیامت خشمش را از او باز دارد.
 


9- عوامل نزدیكی و دوری به خدا

«أَفْضَلُ ما یتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ إِلَی اللّهِ بَعْدَ الْمَعْرَفَةِ بِهِ الصَّلاةُ وَ بِرُّ الْوالِدَینِ وَ تَرْكُ الْحَسَدِ وَ الْعُجْبِ وَ الْفَخْرِ.»:

بهترین چیزی كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرّب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیكی به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینی و نیز ترک به خود بالیدن است.
 


10- عاقل دروغ نمیگوید

«إِنَّ الْعاقِلَ لا یكْذِبُ وَ إِنْ كانَ فیهِ هَواهُ.»:

همانا كه عاقل دروغ نمی گوید، گرچه طبق میل و خواسته او باشد.
 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیستم آذر 1392 توسط اعضای قرارگاه |
امیدوارم در امتحانانت خود موفق شوید .

مدیر وبلاگ :عطیه احمدی 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه ششم آذر 1392 توسط اعضای قرارگاه |
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:


- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:

- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه:

- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم!

و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده.

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می گه:

- نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم !!!نویسنده:عطیه احمدی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 توسط اعضای قرارگاه |

بهتر است بخوانید...

قانون 1: به شما جسمي داده مي‌شود. چه جسمتان را دوست داشته يا از آن متنفر باشيد، بايد بدانيد که در طول زندگي در دنياي خاکي با شماست.


قانون2: در مدرسه‌اي غير رسمي و تمام وقت نام‌نويسي کرده‌ايد که "زندگي" نام دارد. در اين مدرسه هر روز فرصت يادگيري دروس را داريد. چه اين درس‌ها را دوست داشته باشيد چه از آن بدتان بيايد، پس بهتر است به عنوان بخشي از برنامه آموزشي برايشان طرح‌ريزي کنيد.


قانون 3: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآيند آزمايش است، يک سلسله دادرسي، خطا و پيروزي‌هاي گهگاهي، آزمايش‌هاي ناکام نيز به همان اندازه آزمايش‌هاي موفق بخشي از فرآيند رشد هستند.


قانون 4: درس آنقدر تکرار مي‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار مي‌شوند، تا آنها را بياموزيد. وقتي آموختيد مي‌توانيد درس بعدي را شروع کنيد، بنابراين بهتر است زودتر درس‌هايتان را بياموزيد.


قانون 5: آموختن پايان ندارد. هيچ بخشي از زندگي نيست که در آن درسي نباشد. اگر زنده هستيد درس‌هايتان را نيز بايد بياموزيد.


قانون 6: قضاوت نکنيد، غيبت نکنيد، ادعا نکنيد،سرزنش نکنيد،تحقيرو مسخره نکنيد، وگرنه سرتون مياد. خداوند شما را در همان شرايط قرار مي‌دهد تا ببيند شما چکار مي‌کنيد.


قانون 7: ديگران فقط آينه شما هستند. نمي‌توانيد از چيزي در ديگران خوشتان بيايد يا بدتان بيايد، مگر آنکه منعکس کننده چيزي باشد که درباره خودتان مي‌پسنديد يا از آن بدتان مي‌آيد.


قانون 8: انتخاب چگونه زندگي کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نياز را در اختيار داريد، اين که با آنها چه مي‌کنيد، بستگي به خودتان دارد.


قانون 9: جواب‌هايتان در وجود خودتان است. تنها کاري که بايد بکنيد اين است که نگاه کنيد، گوش بدهيد و اعتماد کنيد.


قانون10: خيرخواه همه باشيد تا به شما نيز خير برسد.



نویسنده:عطیه احمدی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 توسط اعضای قرارگاه |
سالروز آزادسازی سوسنگرد مبارک باد.سوسنگرد در چه تاریخی و در چه عملیاتی به دست رزمندگان آزادشد؟(در بخش نظرات پاسخ دهید به پاسخهای درست جوایز اهدا خواهد شد.)تا روز جمعه1آذر مهلت مسابقه             عطیه احمدی 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 توسط اعضای قرارگاه |

امام سجاد علیه السلام با آن كه در بدترین شرایط زمانى مى‏زیست و از سوى حاكمان جور، زیر شدیدترین فشارها به سر مى‏برد،طی سی و پنج سال امامت خویش،در گسترش ایمان و پایدارى و در احیاى اسلام ناب محمّدى و سیره جّد بزرگوارش منحصر به فرد بود. محققان مسلمان، عصر امام سجاد علیه السلام را به لحاظ سیاسى و فرهنگى، تاریك‏تریندوران مى‏دانند و از آن، به دوره سقوط فرهنگ اسلام یاد مى‏كنند.(1)

حاكمان عصر امام سجاد علیه السلام‏

الف) یزید بن معاویه‏

چهار سال نخست امامت امام سجاد علیه السلام همزمان با حكومت یزید بن معاویه است. چهره واقعى یزید بر كسى پوشیده نیست. او نخستین حاكم اسلامى است كه نزد همگان شراب مى‏خورد و دربار خلافت را به عشرتكده تبدیل كرده بود. او آشكارا به كارهاى زشت و خلاف عفت مى‏پرداخت؛ در وصف شراب، شعر مى‏سرود و حتى براى سروده‏هاى در وصف شراب و هرزه‏گویى‏هاى شهوت‏انگیز، انعام مى‏داد.(2)

او در اولین سال از حكومتش «امام حسین ‏علیه السلام» فرزند پاك رسول خدا صلى الله علیه وآله را با بى‏رحمى تمام كشت و عترت پیامبر صلى الله علیه و آله را به عنوان اسیر در شهرها گرداند. یزید در سال آخر سلطنت چهار ساله خود، ساكنان «مدینه» را قتل عام نمود و دست به پست‏ترین جنایات بشرى آلود. او حتى در آخرین روزهاى حكومتش به «مكه» هجوم بُرد و خانه خدا را در آتش سوزاند.(3) مسعودى مى‏نویسد:

یزید با مردم به گونه «فرعون» عمل مى‏نمود و حتى رفتار فرعون از او بهتر بود.(4)

حجّاج در ریختن خون شیعیان و منسوبان به آنان حرص بسیار داشت. او شیعیان زیادى از جمله: كمیل بن زیاد نخعى، میثم تمّار، غلام حضرت على‏ علیه السلام و رشید هجرى را به شهادت رساند. زندان‏هاى حجّاج پر بود از شیعیان و بى گناهان، كه گاه به جاى طعام به آنان آب سرگین و آهك و نمك مى‏خورانیدند.

ب) عبدالله بن زبیر

پس از یزید، عبدالله پسر زبیر، بر حجاز دست یافت. او مردى زاهدنما، تندخو، بى‏رحم، بخیل و بسیار ریاست خواه بود.(5) حس ریاست‏طلبى او چنان بود كه برادر خود «عمرو بن زبیر» را كشت.(6)

وى نسبت به بنىهاشم بسیار سخت‏گیر بود و مى‏گفت: چهل سال است كه كینه «بنى هاشم» را در دل پنهان داشته‏ام و امروز مى‏خواهم انتقام بگیرم.

او «عبدالله بن عباس» را به طائف تبعید نمود و «محمد حنفیه»، عبدالله بن عباس و 24 نفر از بنىهاشم را در حجره زمزم (درّه‏اى در مكه) زندانى كرد، هیزم فراوان در اطراف آنان چید و قسم یاد كرد كه اگر بیعت نكنند، آنها را خواهد سوزاند. «محمد حنفیه» از «مختار بن ابوعبیده ثقفى» كمك خواست و مختار گروهى از سواران خود را به همراه چهار صد درهم به یاریشان فرستاد، و بدین‏سان نجات یافتند.(7)

«عبدالله بن زبیر» نام «آل محمد صلى الله علیه و آله» را از صلوات برداشت و چون مورد اعتراض قرار گرفت، پاسخ داد: محمد صلى الله علیه و آله فرستاده خداست، اما خاندان بدى دارد و چون در صلوات نام آنان برده مى‏شود، به حالت غرور گردن بر مى‏فرازند.(8)

«عبدالله» بسیارى از سنت‏هاى رسول خدا صلى الله علیه و آله را از بین برد.

ج) عبدالملك بن مروان‏

بیشترین دوره امامت امام سجاد علیه السلام با دوران حكومت«عبدالملك بن مروان» همزمان بود. در دشمنى مروان و خاندان او نسبت به بنىهاشم، به ویژه فرزندان پاك «امیرالمؤمنین ‏علیه‌السلام» جاى بحث و استدلال نیست. در زیارت عاشورا، كه از مهم‏ترین سرمایه‏هاى معنوى شیعه در زمینه زیارت به شمار مى‏آید، «آل مروان» در كنار «آل زیاد» لعن شده‏اند. در بخشى دیگر از «زیارت عاشورا» مى‏خوانیم:

«فَرِحَتْ بِهِ آلُ زیادٍ وَ آلُ مَروانَ بِقَتْلِهِمُ الحُسَین صَلواتُ اللهُ عَلیهِ؛ خاندان زیاد و خاندان مروان افرادى بودند كه از شهادت امام حسین ‏علیه السلام مسرور و شادمان شدند.»

«عبدالملك» پسر مروان بود؛ او مانند پدرش نسبت به خاندان پیغمبر صلى الله علیه و آله و پیروان آنان، كینه دیرینه داشت. از آنجا كه بیشتر شیعیان على‏ علیه السلام در«كوفه» مى‏زیستند، وقتى «عبدالملك» بر عراق دست یافت، حكومت آنجا را به حَجّاج بن یوسف ثقفى - كه دشمن‏ترین كارگزار وى نسبت به شیعیان بود - سپرد. حجّاج نیز در ریختن خون شیعیان و منسوبان به آنان حرص بسیار داشت. او شیعیان زیادى از جمله: كمیل بن زیاد نخعى، میثم تمّار، غلام حضرت على‏ علیه السلام و رشید هجرى را به شهادت رساند. زندان‏هاى حجّاج پر بود از شیعیان و بىگناهان، كه گاه به جاى طعام به آنان آب سرگین و آهك و نمك مى‏خورانیدند.(9)

حجاج در مدت بیست سالى كه بر عراق حكومت كرد، یكصد و بیست هزار نفر را كشت و نزدیك به همین رقم در زندان‏هاى بى سرپناه، از زن و مرد به صورت مخلوط زیر شكنجه داشت، كه یك سوم آنان بدون لباس و عریان بودند. بدین گونه مى‏بینیم عصر امامت حضرت سجاد علیه السلام به لحاظ سختى و چیرگى دشمنان، نسبت به دوره‏هاى دیگر، منحصر به فرد بوده است.

حجّاج بنده سرسپرده خاندان اموى بود. او در این سرسپردگى تا بدانجا پیش رفت كه مقام عبدالملك مروان را، برتر از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏شمرد.(10) حجّاج پیش از عراق دو سال حاكم «مدینه» بود و با آن كه از سنت پیغمبر صلى الله علیه و آله جز نامى نمانده بود، با بى رحمى به مبارزه با آنچه او «اثر محمد صلى الله علیه و آله» مى‏خواند، پرداخت. وى ضمن توهین به قبر و منبر و مسجد آن حضرت، به منظور خوار كردن گروهى از صحابه چون «جابر بن عبدالله انصارى»، «سهل ساعدى» و «انس بن مالك» ، بر گردن آنها(11) - و یا مانند اهل ذمّه بر دستشان- (12) با آهن داغ، مُهر نهاد.

او روزى هم كه از مدینه بیرون مى‏رفت، گفت: خدا را سپاس مى‏گویم كه از این شهر بیرون مى‏روم. این شهر از همه جا پلیدتر، و مردم آن از همه مردم بدبوتر و با امیرالمؤمنین دغل كارترند. در این شهر جز پاره چوبى نیست كه آن را منبر پیغمبر صلى الله علیه و آله مى‏گویند، و استخوان پوسیده‏اى كه بدان پناه مى‏برند.(13)

حجاج در مدت بیست سالى كه بر عراق حكومت كرد، یكصد و بیست هزار نفر را كشت و نزدیك به همین رقم در زندان‏هاى بى سرپناه، از زن و مرد به صورت مخلوط زیر شكنجه داشت، كه یك سوم آنان بدون لباس و عریان بودند.(14) بدین گونه مى‏بینیم عصر امامت حضرت سجاد علیه السلام به لحاظ سختى و چیرگى دشمنان، نسبت به دوره‏هاى دیگر، منحصر به فرد بوده است. امام صادق‏ علیه السلام مى‏فرماید:

«پس از شهادت حسین بن على‏ علیه السلام، مردم از دور خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله پراكنده شدند جز سه نفر: ابو خالد كابلى، یحیى بن ام‏الطویل و جبیر بن مطعم؛ و سپس افرادى به آنها افزوده شدند.»(15)

عصر بى تفاوتى عمومى

شیخ طوسى به نقل از روایتى گفته است كه: حجّاج، دست و پاى یحیى بن امّ‏طویل را به جرم پیروى از امام سجاد علیه السلام برید و او را به شهادت رساند.(16) به هر حال، دوران امام سجاد علیه السلام از چنان وضعیتى برخوردار است كه مسعودى مى‏نویسد:

على بن الحسین‏علیه السلام امامت را به طور پنهانى و با تقیه شدید و به دورانى بس دشوار عهده دار شد.(17)

در عصر امام سجاد علیه السلام علاوه بر شكنجه، كشتار و اختناق، ارزش‏هاى اسلامى نیز به نازل‏ترین حدّ خود رسیده بود. تنها نام اسلام باقى مانده بود، كه آن هم به جهت جلب قدرت و نان، نام برده مى‏شد و كسى را رغبت بر دانستن دستورات آن نبود.

محمد بن مسلم بن شهاب زهرى مى‏گوید:

«در شام نزد انس بن مالك رفتم. او را گریان دیدم. وقتى علت را پرسیدم، گفت: از همه آنچه از اسلام فرا گرفتم، تنها نماز مانده بود كه به آن دل خوش بودم، و اكنون آن نیز از بین رفته است.»(18)

مسائل اسلامى آنچنان به ورطه نابودى سپرده شده بود كه برخى مى‏گویند:

در عصر امام سجاد علیه السلام مردمحتى نماز خواندن را نمى‏دانستند و از اصول حج و دیگر دستورات دینى بى خبر بودند.(19)

بدیهى است كه وقتى «بنى هاشم»؛ یعنى نزدیكان رسول خدا صلى الله علیه و آله، آن هم در شهر «مدینه» از انجام ساده‏ترین دستورات دینى مثل نماز، بى اطلاع باشند، حال دیگران معلوم خواهد بود!

شیخ طوسى به نقل از روایتى گفته است كه: حجّاج، دست و پاى یحیى بن امّ‏طویل را به جرم پیروى از امام سجاد علیه السلام برید و او را به شهادت رساند. به هر حال، دوران امام سجاد علیه السلام از چنان وضعیتى برخوردار است كه مسعودى مى‏نویسد:

على بن الحسین‏علیه السلام امامت را به طور پنهانى و با تقیه شدید و به دورانى بس دشوار عهده دار شد.

عصر سقوط ارزش‏ها

درچنین زمانی كه تبلیغات دستگاه قدرتمند بنى‏امیه بر ضدّ خاندان پیغمبر صلى الله علیه و آله ادامه داشت و از بروز فضایل آنان جلوگیرى مى‏شد، شخصیت امام سجاد در دانش و تقوا نزد همگان معروف بود و نیز حضرت سكینه ‏علیهاالسلامدختر امام حسین علیه السلام نیز در ادب و علوم منقول و معقول زبانزد، (20) ودر میان همگان به «عقیله قریش» معروف بود.(21)

فضاى فرهنگى جامعه به گونه‏اى بود كه «حسن بصرى» مى‏گوید:

اگر پیغمبرصلى الله علیه و آله دوباره باز گردد، از میان آنچه تعلیم داده است، جز «قبله» را نخواهد شناخت.(22)

صداى غنا و لهو و لعب در همه كوچه‏هاى مدینه شنیده مى‏شد. عمر بن ابى ربیعه مخزومى، كه شاعرى لهوگو و معروف بود، بر بالین زنان زیباروى عرب در مدینه حاضر مى‏شد، با آنان به نَرد عشق مى‏پرداخت. اشعارى در وصف اندام آنان مى‏سرود و پس از چند روز، آن سروده‏ها نقل مجالس بود و وى از این راه ثروت عظیمى به دست آورد.(23)

محیط مدینه به گونه‏اى بود كه نه عالمان مفاسد را ناروا مى‏شمردند و نه زاهدان از آن جلوگیرى مى‏كردند.(24)

امام سجاد علیه السلام درباره وضع خود مى‏فرماید:

روزگار ما در میان قوم خود، چون روزگار بنى اسرائیل در میان فرعونیان است كه پسران را مى‏كشتند و دختران را زنده به گور مى‏كردند. امروز وضع بر ما به قدرى تنگ و دشوار است كه مردم به سبب ناسزاگویى به بزرگ و سالار ما، بر فراز منبرها به دشمنان ما تقرّب مى‏جویند.(25)

تلاش امام براى احیاى اسلام‏

با آگاهى از این عصر است كه باید از «فعالیت‏هاى فرهنگى امام سجاد علیه السلام» به عنوان هنرى بزرگ و معجزه‏اى شگرف یاد نمود. حضرت در چنین شرایط دشوارى تلاش فرهنگى خود را بر روى دو موضوع متمركز مى‏نماید:

الف) بیان مسائل اسلامى‏

آن حضرت با زبان دعا و مناجات، كه بسیارى از آنان در قالب دعاى «ابوحمزه ثمالى» و «صحیفه سجادیه» به جاى مانده است، مسائل اسلامى را بیان مى‏كرد.

ب) احیاى سیره رسول خدا صلى الله علیه و آله‏

امام از راه یك زندگى بى‏پیرایه و پاك، و نیز تربیت هزاران شاگرد آگاه و خودساخته، در قالب خرید و آزاد كردن غلامان و كنیزكان فراوان، سیره عملى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را در سطح جامعه زنده مى‏كرد.

اسلام، منادى عدالت و برابرى دینى است. هر انسانىاز هر تیره، با هر شكل و رنگ كه باشد، نزد پروردگار از مقامى یكسان برخوردار است و گرامى‏ترین انسان‌ها در نزد خداوند، پرهیزكارترین آنان است. رسول خدا صلى الله علیه و آله به یاران خود، با آن كه از قبایل و تیره‏هاى گوناگون بودند، یكسان مى‏نگریست و سلمان فارسى را با آن كه از سرزمین و نژادى دیگر بود، به خاطر زهد و دانش ویژه‏اش بر هم ‏نژادان خویش ترجیح مى‏داد.



نوشته شده در تاریخ جمعه هفدهم آبان 1392 توسط اعضای قرارگاه |

"للأخ السدید و الولی الرشید:

الشیخ المفید... و أمّا بعد..."

...

ما هم اگر مفید بودیم،لابد برایمان نامه مینوشتی...!

...

و هذا یوم الجمعة...



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 توسط اعضای قرارگاه |

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

 

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین

ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

 

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره

اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

 

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

 

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام

اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

 

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

 

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سوم اسفند 1391 توسط اعضای قرارگاه |

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام تویی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام تویی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

سید حمید رضا برقعی



مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.